مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم , دانستن است و هنر توانستن .
مدیریت هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است.
مدیریت حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است. مدیریت علم هنر آموخته هاست .
در باره تعريف مديريت اتفاق نظر خاصي در دست نيست و صاحبنظران و نظريه پردازان علم مديريت با اهداف و سوگيريهاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كردهاند.
مديريت عبارتست از: هنر انجام كار به وسيله ديگران- فالت،1924
فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري مي ناميم - فوستر،1967
فراگرد هماهنگسازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي - دانلي و همكاران،1971
فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان - استونر
«مدیریت و اداره کردن برای بعضی هنر است و برای بعضی علم «مدیریت» خواه علم باشد خواه هنر، یا هر دو، تاریخ بشری گواه آن است که توانایی شخصی در رسیدن به یک هدف مشخص به وسیله افراد دیگر،یکی از مهمترین و با ارزش ترین هنرها و علوم انسانی است..
کسی که مسئولیت اداره یک دستگاه بزرگ یا کوچک را به عهده گرفته است، اگر نتواند به طرزی درست و منطقی اختیارات خود را به کار بردو اعمال قدرت نماید، نباید از همکاران و کارمندان خود انتظار معجزه داشته باشد. میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر دستگاه بستگی تام به نحوه«اعمال قدرت» سرپرست و مسئول آن دستگاه دارد..
ماهیت محیط اداری و کیفیت کار اداری روزمره چنان است که یک روز انسان تصور میکند که با یک «دستورالعمل» ساده تمامی مشکلات موجود ازمیان میرود و روز بعد به این نتیجه میرسد که لازم است دستورالعمل دیروز را در یک جلسه با همکاران خود در میان بگذارد و تشریح کند. درست یکی دو روز بعد اطمینان پیدا میکند که صدور این دستورالعمل کار را خراب تر کرده و اصولاً صدور آن صحیح نبوده است. نکته دیگر اینکه هر مدیر کارآزموده صلاحیتدارو مجری میتواند طرحهای اصلاحی بی شماری تهیه کند که همگی آنها مورد به مورد با منطقیترین و علمیترین اصول علوم اداری سازگار باشد. اسباب و عوامل دیگری ضروری است که یک کلام نسنجیده تمامی ارزشهای علمی و قابل اثبات یک برنامه درست ومنطقی و کاملاً علمی را در نظر مقامات تصویب کننده از اثر بیندازد. اینها همه اسباب ضروری مدیریت درست و موفقیت در اعمال مدیریت است. اینها هنرهایی است که علم مدیریت نمیتواند بدون آن دوام بیاورد و به جایی برسد