حکایت
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین امد و کلاه را از سرش برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت: «فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.»
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ ساعت 9:52 AM توسط سوده اشرفی
|
انجمن علمی رشته های مدیریت دانشگاه پیام نور مرکز شاهرود